تبليغاتX





























Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


ذن

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389ساعت 1:13 توسط ع.ر.م| |

اگرچه باورش سخت است اما باید با حقیقت کنار آمد ... جایی که من زندگی میکنم برای آسمان هم حصار کشیده اند تا مبادا خیالاتی به سرت بزند

نوشته شده در جمعه هجدهم تیر 1389ساعت 0:17 توسط ع.ر.م| |

yaajzady0gt548saq2uo.jpg

به انتهای جاده که رسیدم آرام برگشتم ، حالا من در ابتدای یک جاده ی بی انتها ایستاده ام و تنها سوالم این است

از ابتدا به انتها رسیدم یا از انتها به ابتدا

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم تیر 1389ساعت 4:49 توسط ع.ر.م| |

پرنده از قفس پرید !

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم تیر 1389ساعت 1:17 توسط ع.ر.م| |

lmsygaby8ygrpv9svdih.jpg

همه چیز با رفتن تو آغاز شد

ساعت ۸ کنار درمانگاه

ساعت ۵ فردا همانجا

ساعت ۴ بازهم تو

و همه ساعت ها ‌که تو انتظار کشیدی و من ...

من توهم یک انقلابیم !

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم تیر 1389ساعت 1:11 توسط ع.ر.م| |

mm7z9zvx58fzy3cscj7.jpg

دخترک خوشحالترین آدم روی زمین بود ، چند ماه بعد غم تمام وجودش را

در آغوش کشیده بود هنگامی که کودکی با ولع تمام پستانهایش را

میمکید !

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم تیر 1389ساعت 1:22 توسط ع.ر.م| |

vpqukh6x1dj5yv17o3b.jpg

 

سرزمینی را میشناسم که مردمانش آب را جارو می کنند ...!٬

...و صبحگاهان به عیادت نور میروند

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم تیر 1389ساعت 1:22 توسط ع.ر.م| |


Design By : Night Skin