ذن
اگرچه باورش سخت است اما باید با حقیقت کنار آمد ... جایی که من زندگی میکنم برای آسمان هم حصار کشیده اند تا مبادا خیالاتی به سرت بزند به انتهای جاده که رسیدم آرام برگشتم ، حالا من در ابتدای یک جاده ی بی انتها ایستاده ام و تنها سوالم این است از ابتدا به انتها رسیدم یا از انتها به ابتدا همه چیز با رفتن تو آغاز شد ساعت ۸ کنار درمانگاه ساعت ۵ فردا همانجا ساعت ۴ بازهم تو و همه ساعت ها که تو انتظار کشیدی و من ... من توهم یک انقلابیم !
| Design By : Night Skin |





